تبليغاتX
۞ مجله دوستی ۞
۞ مجله دوستی ۞
کوشا
موسیقی عشق
تقدیم به شعله های برافروخته امید در دلهای دردمند همه ایرانیها و به امید پایداری و استمرار این شعلۀ اشتیاق

مدتهای مدید بود که دیگه وبلاگ رو بروز نمیکردم. نمیدونم چی شد. یه جورائی نیاز داشتم احساس این ترانه رو توی این روزای پر التهاب ابراز کنم. متن زیبای ترانه رو اینجا ببینید و لذت ببرید. 

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مدال طلای المپیک بانوی ایرانی با تیم واترپلوی هلند

در سیزدهمین روز بازیهای المپیک پکن در یک مساف بی اندازه هیجان انگیز و تماشائی تیم زنان واترپلوی هلند موفق شد آمریکا قهرمان جهان و قهرمان پیشین المپییک را در رقابتی نفس گیر 8 بر 9 شکست دهد. این در حالی بود که زنان هلند با تاکتیکی برق آسا تنها در 3 دقیقه اول بازی 4 بر صفر پیش افتاده بودند و تیم قدرتمند آمریکا را در شوک فرو بردند. آخرین گل پیروزی هلند در 45 ثانیه مانده به پایان رقابت به ثمر رسید. حق وردیان

یکی از بازیکنان ترکیب اصلی تیم هلند خانم بیوراکن حق وردیان بود. وی دختر خانواده ای ایرانی ارمنی است که پیش از این موفق شده بودند بعنوان پناهنده ساکن هلند شوند و حال فرزندشان یکی از موفقترین چهره های ورزشی این کشور است. او متولد 1985 است و از سال 2000 عضو تیم ملی جوانان واترپلو، از سال 2002 کاپیتان این تیم و بدنبال آن از سال 2004 عضو تیم ملی هلند می باشد. وی فعالیت خود در این رشته را از باشگاهی در شهر محل سکونتش لایدن آغاز کرد، در سال  2005 قراردادی با تیم یونانی Ethnikos Piraeus  در آتن بست و پس از آن با عقد  قراردادی با  تیم  خرسهای قطبی Polar Bears  به هلند بازگشت و امسال با این تیم به قهرمانی باشگاههای هلند رسید. خانم حق وردیان دانش آموخته رشته تعلیم و تربیت از دانشگاه لیدن هلند هست.

لحظات پایان مسابقه بسیار شوق انگیز و مملو از شادی تیم پیروز صحنه بود. به محض کشیده شدن سوت پایان مربی و کلیه کادر فنی تیم هلند با لباس بداخل آب پریدند. بعد از مراسم اعطای مدالها، دختران تیم واترپلو گزارشگر نامدار ورزشی هلند را که در حال مصاحبه زنده با تیم بود از فرط شادی به داخل استخر پرتاب کردند و با گرفتن میکروفون ادامه گزارش را خودشان به عهده گرفتند.

نکته ای که این روزها بسیار توجه جامعه خبری و ورزشی هلند را جلب کرده نتایج کسب شده توسط زنان هلندی در المپیک است. بعد از سیزده روز از مسابقات المپیک ورزشکاران هلندی موفق شده اند تا این لحظه با  پانزده مدال از جمله 6 مدال طلا، 5 مدال نقره و 4 مدال برنز در مقام دهم جهان در مسابقات المپیک بایستند. اما برندگان 12 مدال از این 15 مدال زنان ورزشکار این کشور شانزده ملیونی می باشند که هم در رشته های انفرادی و هم رشته های تیمی بسیار موفق عمل کرده اند.

 لینکهای مرتبط: گزارش تصویری مسابقه نهائی  

صفحه بیوراکن حق وردیان در سایت رسمی المپیک پکن

عکسهای بیوراکن حق وردیان در جام جهانی ملبورن 2007

مصاحبه پیش از اعزام به مسابقات با خبرنگار هلندی بهمراه ترجمه انگلیسی

2 نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:35 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بازماندگان، خانواده ها و کودکان قتل عام شدگان 67
خلاصه کوتاهی از ویژه برنامه ای در بزرگداشت بیستمین سالگرد فاجعه قتل عام سراسری زندانیان سیاسی در تابستان خونین 67 که اجتماع بی نظیری از حدود 48 زن و مرد از زندانیان سیاسی بازمانده از این قتل عام، همچنین خانواده و کودکان قتل عام شدگان و شاهدان را در برمیگیرد. (ببخشید اگر نیمه کاره هست ناگهانی و با عجله آنهم از بخش کردی ضبط کردم/ظاهرا برنامه کامل قرار است از ۱۲ مرداد پخش شود)

لینک مستقیم:http://www.youtube.com/watch?v=upT83nyVpCs

 پژوهش بخش حقوق بشر هاروارد با عنوان تکاندهندۀ: بیست سال سکوت:قتل عام ۶۷

اگر این واقعه را به یاد نمی‌آورید، تنها نیستید و باید گفت، حتی اگر از وقوع این کشتار دست‌جمعی بی خبرید، تنها نیستید، بسیار کسان هستند که هیچگاه خبر این کشتار را به گوش نشنیدند. در تاریخ معاصر ایران، کشتار تابستان 67 از لحاظ ابعاد خشونت و شمار کشته‌شدگان، نمونه‌ای است که همانند ندارد. با این وجود، تلخ‌ترین شوخی این واقعه‌ی تلخ آن است که از میان تمام موازین انسانی و حقوق بشری که حکومت ایران زیر پا گذاشته است، در پوشاندن راز کشتار 67 از چشم جامعه‌ی بین‌المللی و حتی از بخش عظیمی از جامعه‌ی ایرانی، موفق‌تر از همیشه بوده است. فاجعه اما اینجاست که افکار عمومی تنها اطلاع ناچیزی از اعدام‌های سال 67 در دست دارد. نه تنها عاملان و طراحان جنایت خوفناکی که در تابستان 67 به اجرا گذاشته شد مورد تعقیب قانونی قرار نگرفته‌اند، بلکه حکومت همچنان در انکار وقوع این قتل عام اصرار می‌ورزد         خلاصه شده از اینجا 

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Tell me why
موسیقی عشق

لینک مستقیم http://www.youtube.com/watch?v=-fafbrBA7pw

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 2:5 قبل از ظهر  توسط کوشا 

The Movement

با درد ... بی شرح!

لینک مستقیم http://youtube.com/watch?v=AATeYG4KBOY

وقتی آدم نمیتونه حتی خرج روزانه اش رو در بیاره اصلا زندگی کردن تو این دنیا مناسبه؟

خدا ما رو آفریده اینجا فقط باید زجر بکشیم؟

خوب اگه میخواد ما زجر بکشیم چرا ما رو از رو زمین برنمیداره؟

من حاضرم ... نمیخوام زندگی کنم ...

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط کوشا 

مرداد و شهریور، بر علیه فراموشی و در ساگرد قتل عام گلها
 

 موسیقی عشق   

       شعر هستی                      Play 

پائیز آمد،در میان درختان،لانه کرده کبوتر،از تراوش باران میگریزد. خورشید از غم،با تمام  غرورش،پشت ابر سیاهی،عاشقانه به گریه مینشیند. من با قلبی به سپیدی روز، با امید بهاران،میروم به گلستان،همچو عطر اقاقی، لابلای درختان مینشینم. باشد روزی به ندای بهاران،روی دامن صحرا لاله روید. شعر هستی بر زبانم جاری،پر توانم آری،میروم در کوه و دشت و صحرا. شعر هستی بودن و کوشیدن، رفتن و پیوستن،از کژی بگسستن، جان فدا کردن در راه حق است.

مدتها بدنبال این ترانه بسیار خاطره انگیز میگشتم. تا اینکه اجرای جدیدی از اون رو در انتهای مستند بسیار پر ارزش مسعود رئوف پیدا کردم و با بند بندش گریستم...

 

فیلم مستند  "درختی که به خاطر میآورد" ساخته مسعود رئوف در کانادا در لینک زیر روی اینترنت و در دسترس قرار گرفته، از دست ندهید

The Tree that Remembers 

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بنفشه در ۲۰۹

 موسیقی عشق

تقدیمی به هم بندان: مرجان که خود سالها طعم زندان و شکنجه را چشیده این ترانه را در اجرائی زنده و بسیار زیبا به همه جانباختگان و زندانیان سیاسی خصوصا در بند 209 اوین تقدیم کرده.

لینک مستقیم  http://www.youtube.com/watch?v=lXWB5YeMfPE  

بنفشه پشت میله ها دوباره در ۲۰۹

درخشش هزار و یک ستاره در ۲۰۹

طنین "زنده ام هنوز" ، صدای "من نمرده ام"

شکستن سکوت یک هزاره در ۲۰۹

 

گلوله های آتشین، برای مرگ تیرگی

نهان شده کنون به هر کناره در ۲۰۹

هوای درس و مدرسه، فضای کار و کارزار

دو سطر مشق پاره پاره پاره در ۲۰۹

 

بدست پر توان زن، بنام تو بنام من

کشیده شد هزار و یک نگاره در ۲۰۹

خروششان خروش رود، صدایشان یکی سرود

از آن شکست نغمۀ بهانه در ۲۰۹

 

دو آفتاب پر فروغ ، نهان به زیر چشم بند

سکوت شب فقط به یک اشاره در ۲۰۹

 

از تمام دوستان از اینکه این مدت بدلیل امتحانات نمی تونستم اینجا باشم عذر میخوام.

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یادداشتی کوتاه،لطیف،دردناک...

برای همکلاسی دس‌کوچولو پا‌کوچولوی خودم

تو می آيی هميشه. و بعد، گم می شوی. من به دنبال تو می گردم. و پيدايـت می کنم.
در اوّلِ خودت.
مثل حالا.
اگر دلت بخواهد هم، نمی توانی گريه کنی. خودت به من اين را گفتی. و هيچ فکر نکردی که من از تو شايد بپرسم چرا.
چرا ؟ چرا دلت بخواهد گريه کنی ؟
نمی دانم چند سالت بود. امّا يک کم، کوچکتر از من بودی.
و به تو می گفتم من "دس کوچولو".
کلاغی پريد و دانه ی گردويی به زمين افتاد يک روز.
و تو گردو را شکستی.
بعدها. خيلی وقت، بعد.                    ادامه مطلب                 محمد علی اصفهانی       بهار هشتاد و پنج

2 نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عیدتون مبارک

 موسیقی عشق

بهار آمد                                    PLAY

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هدیه 8 مارس

 موسیقی عشق

هدیۀ بهارۀ جانان نوۀ ۱۹ سالۀ خانم مرضیه     PLAY 

عروس حجله های پرپر باد
شعر: محمّد علی اصفهانی
آهنگ و تنظیم: محمّد شمس

آواز: جانان

ترانه ی عروس حجله های پرپر باد را به تمام دخترکانی هديه می کنم که ناشکفته، پرپرشان کردند.
به زنان کوچک ميهنم.
به کودکان خيابانی.
به: پرستو های پريده برنگشته،
ديگه هيچ وخ سراغ آشيونه...

جانان
اسفند ۱۳۸۵  /
مارس ۲۰۰۷

اینهم سایت دیدنی و البته شنیدنی  جانان www.janan.net

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همپای بهار، فرزندی در راه ...

 موسیقی عشق

***PLAY***

Lilypie 1st Birthday Ticker

بهارم، دخترم، از خواب برخیز
شکرخندی بزن، شوری برانگیز.
گل اقبال من، ای غنچه‌ی ناز
بهار آمد تو هم با او بیامیز.


بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست
چمن زیر پر و بال پرستوست.
کبود آسمان همرنگ دریاست
کبود چشم تو زیباتر از اوست.


بهارم، دخترم، نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم کند گل
تماشا کن تبسم‌های او را
تبسم کن که خود را گم کند گل


بهارم، دخترم، دست طبیعت
اگر از ابرها گوهر ببارد؛
وگر از هر گلش جوشد بهاری؛
بهاری از تو زیباتر نیارد.


بهارم، دخترم، چون خنده‌ی صبح
امیدی می‌دمد در خنده‌ی تو.
به چشم خویشتن می‌بینم از دور
بهار دلکش آینده‌ی تو.

راستش همیشه شیفته عشق بیکران و پاک نهفته در این ترانۀ بی مانند بودم اما هرگز فکر نمیکردم روزی خودم فرزندی داشته و آنرا از ته دل برایش نجوا کنم...

2 نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 3:16 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در 33 سالگی فقدان گلی همیشه سرخ

 موسیقی عشق

تو رفتی

شهر در تو سوخت

باغ در تو سوخت

اما دو دست جوانت

                     بشارت فردا

هر سال سبز می شود

و با شاخه های زمزمه گر در تمام خاک

گل میدهد

         گلی به سرخی خون

اردلان سرافراز: شقایق برای خسرو گلسرخی سروده شد، شقایقی که به فرمان باد پر پر شد

                                                                 PLAY                                      "از ریشه تا همیشه"

 دریغ و درد، کسی به فکر گلها نیست...

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 3:55 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در سالگرد اعدام حجت زمانی

 موسیقی عشق

          باز اجرائی زیبا از             دایه دایه وقت جنگه              PLAY

حتم دارم که روزی حجت این ترانه را برای مادرش ترنم کرده بوده

چشیامه نبنید افتو قشنگه

کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

زین و برگم بونید رو مادیونم
خبر مه بوریتو سی هالوونم

دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

ز قلا کرده و در شمشیر وه دستش
چی طلا برق میزنه لغم اسبش

دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

نازیه ته سی بکو جومه برته
دور کردن تو قورسو شیر نرته

دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

برارونم خیلین هزار هزارن
سی تقاص خین مه سر بر میارن

باز اجرا ازآوازهای روزانه

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یه سفر رفتم به اون خاک ، شد همه خاطره هام پاک!!!

 موسیقی عشق

 دوست مهربونی همین الان این کلیپ رو برام فرستاد. حیفم اومد با شما تقسیمش نکنم. به کارهای خانم زیبا شیرازی بعنوان یک صاحب سبک علاقه داشتم هرچند فراتر از اون شخصیت و پرنسیبهاش برام جاذبه داره، اما ظاهرا مسلم منصوری داره با کارهای جدیدش گام به گام  هر چه زیباتر این عناصر رو به تصویر هم میکشه و بهتر میشناسونه.

               

 لینک مستقیم:   http://www.youtube.com/watch?v=S2ZvMKcR5C4

  عشق بازگشت به وطن خیلی سوزان و  حتی مقدسه ،طبعا نه هر بازگشتی، خصوصا از انواعی که این روزها مد و مشروع شده انگار نه انگار که این بزرگترین مهاجرت تاریخ معاصر این ملت دردکشیده علتی هم داشته! منم مثه خیلی های دیگه اصلا به همین عشق رنج این سالیان و هزار کوره راه  رو سرکردیم. اما با خبرا و شنیده های این روزا و بعد از شنیدن این ترانه انگار احساس گنگی که داشتم فرم و کلماتش رو پیدا کرد. راستش هنوزم دستم میلرزه از این که این احساس درونی مو بروز بدم اما واقعا احساس میکنم به حرمت خاطراتم که دیگه تنها دارائیهام از اون خاکه، واقعا دیگه نمیخوام حتی در شعار دم از بازگشت به وطن بزنم. یه جورائی میترسم . نمیخوام دیگه حتی خاطراتم رو هم از دست بدم... فاجعه جاری دیگه برام غیر قابل هضم و تصوره یا حداقل از ظرفیت من یکی خارجه.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد!

 موسیقی عشق

 لینک مستقیم:  http://www.youtube.com/watch?v=sQeLftybx0s

با اینکه دارن سیاه پوشا،از توی شط کوچه ها،جمع میکنن ستاره های پر پرو
با اینکه دارن عذادارا،از زیر آوار و جنون،در میارن کفترای خاکسترو
با اینکه بوی تفتیش و خون،پیچیده توی قصه ها
با انکه صدای انفجار،مرثیه خونه همه جا،همه جا،همه جا
***
با اینکه داس دلهره،گردن این دقیقه ها رو میشمره
با اینکه آینه از شب و گریه پره
با اینکه توی مهتاب و آب،صدای کوچه هست و شتاب
با اینکه توی پستوی ذهن همه کس،رد گریزه و قفس،قفس،قفس
***
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد

این دومین کار مشترک مسلم منصوری با ابی بعد از شاهکار بانوی خاوری هست و آنهم اینبار با شعر ایرج جنتی عطائی و موسیقی سیاوش قمیشی. کلکسیونی از بهترینها. برای خواننده ای مثل ابی که ترانه هائی با چنین مضمون و محتوائی نمیخوانده تحول بزرگی هست. اما راستش بیش از هر چیز کلام شعر برای من تکاندهنده بود. شاید بخاطر اینکه بیش از هر زمان دیگه ای یاس و انفعال و بیش از اون بی تفاوتی و حتی در انبوه موارد خو کردن و تن دادن به هر ذلتی گریبانگیر بسیاری شده بیش از هر زمان دیگری آدما از هم و از آرمانهاشون دور شدن. و توی چنین وانفسائی این هارمونی و پیام قوی هم در کلام هم در تصویر و هم در صدا برام خیلی غیر قابل منتظره و بسیار احترام برانگیز بود. احساس کردم توی پستوی ذهن منهم به درجاتی همین رد بوده و احساس کردم میتونم باور کنم وقتی در دنیای هنر چنین همکاری غیر منتظره ای چنین نتیجه زیبا و موفقی داشته حتما در مابقی عرصه های مبارزه اجتماعی هم همدلی، همکاری و اتحادهای غیر قابل انتظار، امکانپذیر و نتایج فوق العاده ای خواهد داشت. هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد!
2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin